السيد حامد النقوي

290

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بعد از آن على و زبير ( رض ) معذرت كردند و گفتند : ناخوشنود نشديم مگر به جهت تأخر از مشورت ، و در سزاوارتر بودن صدّيق به اين منصب جليل شكى نداريم ، او يار غار پيغمبر خداست ( صلى اللَّه عليه و سلم ) ، و شرف و نيكى او باليقين مىدانيم ، آن حضرت ( صلعم ) در حيات خود او را امام و پيشواى نماز فرموده انتهى ملخصا . پس احاديث اصحاب ( رضى اللَّه عنهم ) كه شريك واقعه باشند بمقتضاى حديث ( ليس الخبر كالمعاينة ) بر حديث أم المؤمنين مسطور ، كه حضور او در اين مجامع ، مانند حضور حضرت زهراء عليها السّلام بر اصول اماميّه هرگز ثابت نيست رجحانى داشته باشد ، چه جاى آنكه محصّلش نفي بيعت تا شش ماه بود ، و محصول روايات اصحاب بيعت مرتضوى قريب وفات جناب پيغمبر ( صلى اللَّه عليه و سلم ) باشد كه اسهل از نفي مذكور است ( و قد ثبت أنّ الاثبات مقدم على النفي ) . و روايت معرفت امام يعنى ( من لم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة جاهلية ) و مانند آن كه در كتب معتمده مندرج است ، مؤيد همين است كه طول مكث در بيعت واقع نشده . و اصرار سعد بن عباده بر تخلّف ( على ما في الصواعق و الصواقع ) ضعيف و مردود ، بلكه خلاف آن از اختيار بيعت ، با وصف صحّت و اعتماد ، نزد محدّثين مروىّ و مسرود . و دعوى تخلّف اسامه مانند سعد ( كما قال الحلى في نهج الحق و غيره ) از احاديث مطرود ، و از نقل سيد مرتضى در ( شافى ) و مجلسى در ( بحار ) مىتوان يافت كه نزد اهل سنت رجوع سعد بن عباده را حج است نه مرجوح . پس معلوم شد كه تقاعد كذائى كه از صحيحين دريافت مىشود در اجماع